حسنعلى خان افشار
37
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
آينده به انتظار بازگشت كوچنشينانش مىنشست . در كنار شهروندان ديرين اين شهر ، كوچنشينان نيز در بالندگى و ادارهء آن دست داشتند . شهروندان هميشگى كه بيشتر به كشاورزى و پيشهورى يا كارهاى ديوانى مىپرداختند ، دست كم به خويشى سببى هم كه شده ، با قبيلههاى كوچنشين پيوند خانوادگى داشتند و در حقيقت - به اصطلاح لرى - « جاچو » يا پاتوق آنها در شهر به شمار مىآمدند . اينان بيشتر وقتها كارهاى كوچنشينان را در شهر انجام مىدادند و مشكلاتشان را حل مىكردند . گذشته از اين بسيارى از كوچنشينان خانهها و زمينهايى در شهر مىخريدند و از آنها براى نگهدارى بنه و سنگينبار خود بهره مىبردند . بدين ترتيب در شهر شريك مىشدند و به سخن ديگر شهروند به شمار مىآمدند . اين بافت جمعيتى شهر - كه هنوز نيز به روشنى آثار آن را مىبينيم - و اين احساس « شهروند بودن » ، دو عامل مهم هستند كه در گذر تاريخ كوهنشينان لرستان از بروز كشمكشهاى گريزناپذير ميان آنها و دشتنشينان خرمآبادى پيشگيرى كردهاند . از اينرو - در سنجش با بروجرد - رويدادها و جريانهاى تاريخى اين بخش از لرستان بيشتر به نبرد ميان مردم با حكومت و كشمكش طايفهها با همديگر محدود مىشوند تا ستيز ميان دشتنشينان و كوهنشينان . نگاهى به رخدادهاى روزگار قاجار و پس از آن ، درستى اين سخن را روشن مىكند . به روزگار شاه مرد ، كه در زير به آن مىپردازيم ، نيز اين دو كشمكش ، به ويژه نبرد با حكومت را ، به روشنى تمام مىبينيم . معتمد الدوله پس از اردوكشى 1257 ق . / 1220 ش . به خوزستان محمد حسن خان خرقانى را به حكومت لرستان گماشت « 1 » و اصفهان را مركز قلمرو حكومتى خود ساخت . آنچه كه پيدا است تا پيش از مرگ معتمد الدوله در 1262 ق . / 1225 ش . لرستان نيز به وسيله نايب الحكومهاى كه از سوى حاكم اصفهان تعيين مىگرديد ، اداره مىشده است . مرگ معتمد الدوله در سالهاى پايانى حكومت محمد شاه است ، آنچنان كه پيش از اين ديديم ، در اين سالها دامنه نابسامانىهاى ايران روزبهروز گستردهتر مىشد . در اين زمان سربازان ماكويى ، خرمآباد را نيز در دست داشتند . از برخوردهاى ميان مردم و
--> ( 1 ) . سپهر ، ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 123 .